X
تبلیغات
آکادمی روانشناسی بالینی

اولین گردهمایی دانشجویان و فارغ التحصیلان دکترای روانشناسی بالینی انستیتو روانپزشکی تهران و دانشگاه علوم بهزیستی روز جمعه 18 دیماه در کاخ سعدآباد از ساعت 14-10 برگزار خواهد شد.

از مشتاقان به شرکت در این گردهمایی دعوت می­شود برای هماهنگی به آقای محمدی در انستیتو روانپزشکی و آقای طهماسبی در دانشگاه بهزیستی مراجعه و یا تماس حاصل نمایند.

کانون دانشجویان و فارغ التحصیان دکترای روانشناسی بالینی

+ نوشته شده توسط محمدی در یکشنبه 29 آذر1388 و ساعت 17 |

برای آنهایی که به دنبال یک منبع کم نظیر برای مصاحبه تشخصیی هستند. میتوانید اصل کتاب را از گیگاپدیا دانلود کنید. اگر با شیوه جستجو و دانلود از این سایت آشنا نیستید به راهنمای جستجوی کتابهای رایگان در  بخش پیوندهای روزانه مراجعه کنید.

 مصاحبه تشخیصی

Diagnostic Interviewing: Fourth Edition
By Daniel L. Segal, Michel Hersen

Description

A cornerstone of the professional relationship and a vital prerequisite to treatment, the diagnostic interview sets the tone for the therapy to come. It can also be a source of anxiety for beginning practitioners—and even for established ones working in new settings or with unfamiliar populations.

This Fourth Edition of Diagnostic Interviewing breaks down the interview process over a wide range of clients and problems, creating a straightforward practical guide for beginning clinicians and an invaluable source of information for more seasoned therapists. Completely revised and updated to reflect diagnostic standards according to the DSM-IV-TR and the latest innovations in theory and practice, the book offers a wealth of useful interviewing approaches and techniques, and emphasizes the individuality of each client. The format of the earlier editions has been retained, with descriptions of the disorders, case illustrations, recommendations for assessment, standardized interview formats, discussion of sociocultural considerations, and other pertinent information. Readers will be able to approach the clinical art as well as the science of clinical and diagnostic interviewing with enhanced skills and confidence.

Highlights of the coverage: Interviewing strategies, rapport building, and the role of empathy, the mental status examination, consideration of neuropsychological factors in interviewing, dealing with interviewee defenses and defensiveness, specific disorders, including anxiety disorders, mood disorders, personality disorders, eating disorders, substance abuse, PTSD, and schizophrenia, special populations, including marital dyads, abused children, couples, and older adults.

As with its predecessors, this book is a trusted resource for all psychologists, psychiatrists, and other practitioners using the interviewing process in diagnosing clients. Additionally, Diagnostic Interviewing, Fourth Edition, also serves as a bedrock text for the instructor and the student.

+ نوشته شده توسط محمدی در یکشنبه 29 آذر1388 و ساعت 0 |

دكتر احمد حاجبي در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه خوزستان، اظهار داشت: ميزان شيوع اختلالات رواني در كشور با ميانگين ديگر كشورها قابل مقايسه است و عدد فاصله‌داري نيست.

وي افزود: يك درصد افراد جامعه نيز مبتلا به اختلال‌هاي رواني شديد هستند.

حاجبي تصريح كرد: ميزان 21 درصدي شيوع اختلالات رواني در جامعه نبايد نگران ‌كننده باشد زيرا بيشتر اين اختلالات خفيف بوده و در بسياري از موارد تنها مشكلات رواني ساده است.

وي خاطرنشان كرد: با اجراي طرح پيمايش‌ ملي سلامت روان، آمار و ارقام درباره وضعيت اختلال رواني در كشور تفكيك شده و با دقت بيشتري آمارگيري مي‌شود.

رئيس اداره سلامت روان وزارت بهداشت و درمان اظهار كرد: اعضاي هيات علمي دانشگاه‌هاي علوم پزشكي سراسر كشور در اجراي طرح پيمايش ملي سلامت روان همكاري خواهند داشت و كار ميداني اين طرح اوايل تابستان سال آينده آغاز مي‌شود.

وي درباره نقش اختلالات رواني در وقوع قتل‌هاي زنجيره‌اي و ناموسي تاكيد كرد: در بسياري از قتل‌هاي ناموسي و زنجيره‌اي مواردي از اختلال رواني مشاهده مي‌شود و گاه در بررسي كميسيون‌هاي پزشكي قانوني اين اختلالات اثبات مي‌شود.

حاجبي گفت: در مورد ميزان شيوع اختلال‌هاي رواني در مناطق عشيره‌اي نمي‌توان به صورت دقيق اظهارنظر كرد؛ زيرا آمار خاصي در اين مورد وجود ندارد و در برخي موارد در بررسي اتفاقات و حوادثي كه در اين مناطق اتفاق مي‌افتد اختلال رواني مشاهده مي‌شود.

وي افزود: اختلال‌ها و بيماري‌هاي رواني در سراسر دنيا وجود دارد و تنها مختص به كشور ما نيست. به دليل وجود مسايل فرهنگي و اعتقادي مي‌توان گفت وضعيت اختلالات رواني در ايران بهتر از ديگر كشورها است.

نقل از ایسنا

+ نوشته شده توسط محمدی در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 12 |

دکتر رضا زمانی

رضا زماني متولد سال 1317 شهر تهران است. وي پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در سال 1336 در رشته حقوق با تمركز بر ‏رشته قضايي به تحصيلات پرداخت و سپس با علاقه اي كه از ابتدا به رشته روانشناسي در او بود با شركت در دوره هاي كارشناسي ارشد ‏دانشگاه تهران به آمريكا عزيمت نمود و دكتراي روانشناسي باليني را در سال 1354 از دانشگاه مينه سوتاي آمريكا اخذ كرد. بعد از بازگشت به ‏ايران وي عضو هيئت علمي دانشگاه تهران دانشكده ادبيات و علوم انساني گرديد.‏

خاطرات کودکي : رضا زماني همچون پدرش ذوق ادبي خوبي دارد و از اين رو در دوره كودكي و نوجواني كتاب هاي ادبيات و تاريخ و شعر بسيار مي خواند. به ‏سعدي، حافظ و فردوسي علاقه داشت و رمان هاي زيادي را مطالعه مي كرد. از جمله «بينوايان» اثر ويكتور هوگو كه او در سنين نوجواني، ‏تابستاني را با آن به سر كرده بود: «يادم مي آيد دبستان كه مي رفتم در خيابان ژاله زندگي مي كرديم. آنجا پيرمرد كتابفروشي بود كه هميشه ‏مرا به ياد پيرمرد خنزر پنزري صادق هدايت مي انداخت با شالي دور گردن و همان تصويرها. او كتاب كرايه مي داد و من از او خيلي كتاب كرايه ‏مي كردم و مي خواندم. متأسفانه اين رسم ديگر برچيده شده است.» اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : رضا زماني از شرايط خانوادگي خود، ميگويد: «درس خواندن و دانشگاه رفتن در خانواده من، مسأله اي كاملاً طبيعي و معمولي بود، يعني چيزي ‏نبود كه من سنتي بر آن گذاشته باشم. عمويم طبيب و استاد دانشگاه بود، دايي هايم همه تحصيلات دانشگاهي داشتند. پدربزرگ مادرم، ‏اگرچه روحاني نبود، اما تحصيلاتي در نجف داشت، خواهر و برادرانم همه تحصيلات رده بالاي آكادميك دارند. بنابراين تحصيل كردن در محيط ‏زندگي من امري كاملاً مستعد و مساعد بود. البته پدرم هم خيلي تشويقم مي كرد.»

تحصيلات رسمي و حرفه اي : ديپلم متوسطه از دبيرستان علميه تهران سال 1336‏ ـ ليسانس حقوق از دانشكده حقوق، علوم سياسي و اقتصاد دانشگاه تهران با تمركز بر رشته قضايي (۱۳۴۰) ـ فوق ليسانس روانشناسي از دانشگاه تهران (۱۳۴۵) ـ دكتراي روانشناسي باليني از دانشگاه مينه سوتا (آمريكا) در سال ۱۳۵۳ و اخذ مدرك فوق دكتري از همان دانشگاه ـ گذراندن دوره كارورزي (انترني) به مدت يك سال، تمام وقت در بيمارستان دانشگاه كانزاس (آمريكا)‏ خاطرات و وقايع تحصيل : رضا زماني عزيمت به آمريكا و تحصيل در آنجا را از وقايع آن دوران خود ميداند :«دانشگاه مينه سوتا يكي از دانشگاه هاي نخبه رشته ‏روانشناسي در دنياست و به قول خودشان از دانشگاه هاي ‏TOP TEN‏ يعني ده تاي اول از ميان حدود ۲۰۰۰ مؤسسه معتبر است ومن ‏نمي دانم چطور مرا از اين سر دنيا پذيرفتند! استادان خيلي برجسته و نخبه اي هم داشت كه من خيلي از كلاس هاي درسشان استفاده كردم. ‏حتي بيش از آنچه لازم بود واحدهاي درسي برمي داشتم كه آنها مي گفتند به اندازه كافي واحد گرفته اي و ديگر بس است. ولي مي دانستم ‏كه اين فرصت ها دوباره به دست نمي آيند. بنابراين با استادان آنجا خيلي درس مي گرفتم و پاي صحبتشان نمي نشستم. همان جا هم مرا ‏براي دوره فوق دكتري پذيرفتند اما دانشگاه تهران عضويت در هيأت علمي را به من پيشنهاد كرد و من فكر كردم موقعيت خوبي است و بهتر ‏است از دست نرود.»

استادان و مربيان : رضا زماني مي گويد: «در طي مسير علمي و كسب موفقيت هايش بيش از همه از دكتر ذبيح الله صفا - كه پسر دايي پدرش بوده - تأثير مي ‏پذيرفته و باتأكيد بر شخصيت ارزنده او، از دكتر صفا به نيكي ياد مي كند: «ذبيح الله صفا آدم بسيار سليم النفس، خوب، مؤدب و انساني والا بود. ‏زماني كه ايشان استاد دانشگاه بودند در همه مملكت ۱۵۰ تا ۲۰۰ استاد وجود داشت. دانشگاه ها تازه داشتند شكل مي گرفتند و كم بودند و ‏استاد دانشگاه در آن زمان وجهه خاصي داشت. به ياد مي آورم در سن ۱۲ - ۱۰ سالگي وقتي گاهي از اين استاد بزرگوار سؤالي مي پرسيدم، ‏مي نشست كنارم و گويي دوست چندين و چند ساله من است، با حوصله و آرامش به سؤالاتم پاسخ مي داد. اگر چه از دوران ابتدايي رسيدن ‏به چنين جايگاهي را براي خودم به عنوان يك هدف تعيين كرده بودم ولي شايد حضور دكتر صفا هم اين پشتكار و علاقه به ادامه مسير را در من ‏تشديد مي كرد.»‏

مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ـ روانشناس باليني در بيمارستان عمومي شهر «مينيا پوليس» و بيمارستان ايالتي «هيستينگز» در ايالت مينه سوتا در سال هاي اقامت در ‏آمريكا ـ رئيس هيأت مديره انجمن روانشناسي ايران از پائيز ۸۵ ـ عضو هيأت مديره انجمن روانشناسي ايران از ۱۳۵۵ تا ۵۷ و نايب رئيس اين انجمن از سال ۷۳ تا ۷۷ ـ عضو هيأت مؤسس انجمن روانشناسي ايران (۱۳۷۴) ـ عضو گروه واژه گزيني تخصصي روانشناسي فرهنگستان زبان و ادب فارسي (۸۱)‏ ـ رئيس مؤسسه روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران از سال ۵۸ تا ۶۳ ـ رئيس دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي از ۱۳۸۲ تا تابستان ۸۵ ـ نماينده دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي در هيأت مميزه دانشگاه تهران (۲ دوره) از ۸۰ تا ۸۴ ـ دوبار معاون پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران ۷۶ و ۸۱ ـ بنيانگذار، صاحب امتياز، مدير مسئول و سردبير نشريه «پژوهش هاي روانشناختي» از ۱۳۷۰ تاكنون ـ عضو هيأت تحريريه دو فصلنامه روانشناسي معاصر، علوم شناختي، نشريات انجمن روانشناسي ايران و دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي ‏دانشگاه تهران، پژوهش در سلامت رواني و ... ـ عضو سابق هيأت علمي دانشگاه تهران ـ عضو كميته علوم انساني قطب هاي علمي وزارت علوم

فعاليتهاي آموزشي : در زمينه تدريس رضا زماني سعي مي كرد خيلي پراكنده و متفرقه تدريس نكند و عمده فعاليت هايش در اين بخش در دانشگاه تهران بود و به ‏صورت استثنا گاهي در انستیتو روانپزشكي و دانشگاه بهزيستي و توانبخشي به آموزش مي پرداخت. دروسي كه عمدتاً تدريس مي كرد ‏شامل تاريخچه و مكاتب روانشناسي، روانشناسي يادگيري، آسيب شناسي رواني، روانشناسي باليني، نظريه هاي روان درماني و مواردي از ‏اين دست در سطوح كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري مي شد.‏

‏آرا و گرايشهاي خاص : اما درباره جايگاه علم روانشناسي در ايران و مقايسه با ساير كشورهاي جهان و نواقص و كاستي هاي اين علم در كشور ما، رضا زماني دل ‏پري از وضع عمومي اين علم دارد: «امروز روانشناسي كم و بيش مانند علوم ديگر است. تمام علوم جديدي كه وارد مملكت ما شده اند هنوز ‏نوپا هستند. در ذهن عامه مردم و حتي دانشجويان ما، روانشناسي يك فرم خاصي دارد كه از يك روزنه كوچك به آن نگاه مي كنند. يعني به ‏روانشناسي بيشتر به عنوان يك رشته خدماتي مثل مشاوره و روان درماني اشاره مي شود. در حالي كه روانشناسي رشته هاي بسيار ‏متعددي دارد و حوزه اي بسيار بسيار وسيع است. متأسفانه فقط بخش هايي از آن وارد مملكت ما شده و دانشجويانمان نسبت به آنها علاقه ‏نشان مي دهند. شايد تا حدودي به اين علت است كه امكانات آن رشته ها و شاخه هاي ديگر در دسترس نيست و آنچه ساده تر است و ابزار و ‏وسايل چنداني نمي خواهد، همين رشته هايي است كه عمدتاً در كشور وارد شده اند. از جمله بخش هاي عمده اي كه نياز به ابزار و هزينه ‏بالا دارد. مثلاً روانشناسي فيزيولوژيك كه براي تحقيق و كار، نيازمند ابزارهاي بسيار گرانقيمت است، آزمايشگاه هاي مفصل مي خواهد و كاري ‏نيست كه با دو كتاب و وسيله ساده و تست راه بيفتد.‏ اين موارد عملاً هنوز وارد مملكت مان نشده. يا روانشناسي مهندسي رفتار يا روانشناسي اجتماعي كه بعضي از كشورهاي جهان سوم به آن ‏پرداخته اند و به ابزارآلات آنچناني هم نيازي ندارد، هنوز آنگونه كه بايد با اقبال و توجه و همتي كه شايسته است مواجه نشده.» دكتر زماني ‏درباره چگونگي دسترسي به علوم جديد معتقد است: «نخستين ، ساده ترين و ضروري ترين وسيله دستيابي به علم، كتاب و منبع است. اگر ‏من ندانم آخرين تحقيقات صورت گرفته در دنيا چيست، ممكن است كاري كه ارائه مي كنم قديمي يا تكراري باشد يا چيزي به علم روز اضافه ‏نكند. با وجود كوشش هايي كه شده و دسترسي نسبت به سال هاي اوليه انقلاب بيشتر است، هنوز مشكلات اساسي و كمبودهايي داريم. ‏مثلاً نمايشگاه سالانه بين المللي كتاب برپا مي شود ولي نمايشگاه در سطحي است كه آنجا كتاب هاي خيلي معمولي و ساده در حد ‏ليسانس ارائه مي كنند و خبري از كتاب هاي روز و فوق العاده تخصصي نيست. ما هنوز براي تهيه و خريد آن كتاب ها دردسر داريم؛ كتاب هايي ‏كه مثلاً صد هزار تومان قيمت دارند يا اينترنت و سايت هاي قابل استفاده هست ولي آنها نيز به شكل مناسب و دلخواه ما نيست. يعني بيشتر ‏ظاهري است تا واقعي. من هميشه مي گويم هيچ ابن سينايي، بي مقدمه ابن سينا بروز نمي كند. يك زمينه كافي و وافي مي خواهد و اين ‏زمينه تاكنون موجود نبوده. اگرچه كم كم مي رود كه ايجاد شود ولي كماكان مشكلات عمده وجوددارند.» و پيشنهاد دكتر رضا زماني به عنوان فردي كه بيش از ۳۰سال در رشته روانشناسي مشغول تحقيق و پژوهش بوده براي رفع نواقص و كاستي ‏ها چنين است: «احساس مي كنم تحصيلات تكميلي اصولاً بايد به زبان علمي جلو بروند. چون نمي شود از منابع دست دوم و سوم استفاده ‏كرد. هنوز كتاب هاي استادان خودم كه سال ها پيش ترجمه شده اند گاه گداري تجديد چاپ مي شوند. در صورتي كه علم امروز نمي تواند ‏اينگونه باشد. كتاب هاي مرجع و درسي رشته هاي مختلف را كه مي بينم، هر پنج - شش سال يا حداكثر ده سال مرور مي شوند و بخش ‏عمده اي از آن تغيير مي كند و مطالب تازه جايش را مي گيرد. هر چه جلوتر مي رويم اين علم سريع تر پيش مي رود. ۵۰ سال پيش به اين ‏شدت نبود، هم اكنون اينطور است و شايد در ۵۰ سال آينده، مطالب دو سال پيش نيز كهنه باشد. بنابراين در فرهنگي كه هنوز كتاب ترجمه ‏شده ۲۰ سال پيش - كه آن خود متعلق به ۱۰ سال پيشتر بوده - تدريس مي شود، نمي توان پيشرو و پيشگام بود. پيشرو بودن مقدمات مي ‏خواهد و اگرچه تحولات عظيمي حاصل شده اما اين مقدمات هنوز حاصل نشده است. من شاهدم دانشجويان دوره فوق ليسانس و حتي ‏دكتراي ما از زبان استفاده مي كنند ولي احساس مي كنم برداشتي كه از متن دارند به آن وقتي كه لازم است داشته باشند، نيست و اين به ‏دليل ضعف موجود در زبان است.»‏

برگرفته و تلخیص شده از سایت راسخون

+ نوشته شده توسط محمدی در پنجشنبه 26 آذر1388 و ساعت 19 |

دومين همايش علمي دانشجويان روانشناسي

دومين همايش علمي دانشجويان روانشناسي

اطلاعات ضروري همايش

-    همایش دارای امتیاز بازآموزی برای روانشناسان و روانپزشکان عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره می باشد.
-    در همایش، كارگاه‌هاي آموزشي در حيطه‌هاي مختلف برگزار مي‌شود كه عناوين كارگاه‌ها و نحوه ثبت‌نام از طريق سايت به اطلاع خواهد رسيد.
-    مقالات به دو صورت مروری و پژوهشی پذیرفته می شود.
-    براي افرادي كه در همایش ثبت‌نام كرده باشند گواهينامه شركت در كنگره صادر خواهد شد.
-    به دلیل دانشجویی بودن همایش، نویسنده مسئول باید دانشجو باشد.
-    مقالات فقط از طریق سایت همایش و به صورن الکترونیکی پذیرفته می شود.
-    تمام مراحل همایش به صورت دانشجویی برگزار می شود.

برای اطلاعات بیشتر و ارسال مقالات به سایت انجمن به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://hamayesh.beheshtisap.ir

+ نوشته شده توسط محمدی در یکشنبه 22 آذر1388 و ساعت 14 |

مركز تحقيقات بهداشت روان - انستيتو روانپزشكي تهران

صد و هشتادمين گردهمايي ماهانه دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان

   عنوان:   " ارزيابي باليني معنويت در فرايند درمان"

   سخنران: آقاي ابوالفضل محمدي (دانشجوي دكتري روانشناسي باليني)

    زمان: پنجشنبه 26/9/88 ساعت 15:30

    مكان: خيابان ستارخان، خيابان نيايش، كوچه شهيد منصوري، انستيتو روانپزشكي تهران

     تلفن: 3 6655165

 اين سلسله گردهماييها آخرين پنج‌شنبه هر‌ماه برگزار ميگردد. ورود براي دانشجويان، پژوهشگران و طلاب آزاد است.                             

+ نوشته شده توسط محمدی در شنبه 21 آذر1388 و ساعت 13 |

جوابیه­ای برای "نیاز کاذب ایجاد نکنیم"

در مورخه ۲۰/۸/۸۸ در روزنامه اعتماد، صفحه 8 ستون یادداشت، مطلبی تحت عنوان نیاز کاذب ایجاد نکنیم از آقای دکتر فربد فدایی منتشر شده است که نیاز به توجه علمی دارد تا از این طریق موضوع روشن شده و از تشویش اذهان عمومی جلوگیری شود. بدین منظور ابتدا به بررسی صحت و سقم آن مقاله با استناد به منابع علمی روانپزشکی می­پردازم و در آخر نیز به نتیجه­گیری می­پردازم.

در ابتدای مقاله، نویسنده دانش و صلاحیت و مجوز تشخیص، درمان، پیشگیری و توانبخشی بیماری­های روانی را منحصر به روانپزشکان نموده است در حالیکه بر اساس تعریف علمی روانشناسی بالینی که در منابع معتبر علمی آمده است، کار روانشناس بالینی نیز تشخیص و درمان بیماری­های روانی است. در قسمت بعد بحث مهم سبب شناسی اختلالات روانی را مطرح کرده است. در این بحث، نویسنده علت تمامی اختلالات روانی را تنها جسمانی می­داند. در حالیکه بر اساس منبع اصلی که تمام روانپزشکان، آن را می­آموزند، یعنی کتاب خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک، اختلالات روانی به علل متعددی به وجود می­آیند. علت­های مختلف بروز اختلالات روانی عبارتند از: زیست شناختی، یادگیری، هیجانی، اجتماعی، شناختی و غیره. بنابراین کلیه متخصصین بهداشت روان (روانشناسان بالینی، روانپزشکان و ...) با توجه به علت بروز اختلال روانی که در هر فرد متفاوت است، به درمان وی می­پردازند. نویسنده علت بروز اختلال روانی را منحصر به عوامل زیست شناختی نموده است، در حالی که بر اساس منابع علمی معتبر روانپزشکی و روانشناسی، علت بروز افسردگی یا اضطراب فقط زیستی یا جسمانی نیست. ضمن اینکه دانش امروز می­گوید که یک فرد، نه به یک علت واحد، بلکه به علل چندگانه­ای دچار افسردگی یا اضطراب یا سایر اختلالهای روانی می­شود. اختلال خلقی دوقطبی نیز تنها علت میزان کمی از مشکلات زناشویی است، چرا که این مشکلات به علل مختلف روانشناختی، یادگیری، شناختی، عاطفی و جسمانی ایجاد می­شوند. این مسئله در مورد مشکل تحصیلی کودک نیز صدق می­کند.

در ادامه نویسنده به تعریف روانشناسی از دیدگاه شخصی خود پرداخته است و بر اساس تعریف خود به نتیجه­گیری شخصی پرداخته است. تعریف علمی روانشناسی بالینی، بر اساس منابع مستند جهانی، علم و هنر تشخیص و درمان مشکلات و بیماری­های روانی است. نویسنده که به جای نوشتن مقاله بر اساس منابع مورد قبول، در حالتی هیجانی به نوشتن پرداخته است، اشاره کرده است که روانشناس، دانش آناتومی، فیزیولوژی و پاتولوژی را ندارد. در این مورد لازم به توضیح است که دانشجویان روانشناسی در سه مقطع (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) که بیش از 10 سال طول می­کشد، در مجموع بیش از 40 واحد درسی با عناوین متنوع، فیزیولوژی اعصاب و غدد، روانشناسی فیزیولوژیک، نوروسایکولوژی، و سایکوپاتولوژی را می­گذرانند. همچنین می­توان از نویسنده پرسید که آیا روانپزشکان دروس روانشناسی یادگیري، رشد، شخصیت، رواندرمانی و غیره را می­گذرانند که به درمان اختلالات یادگیری، رشدی، و اختلالات شخصیتی می­پردازند؟ با توجه به آنچه گفته شد، می­توان از نویسنده پرسید که چگونه و بر چه استدلالی ایشان با گذراندن تنها سه سال فقط دروس روانپزشکی، علاوه بر دارودرمانی، خود را مجاز به ارائه خدمات مشاوره و رواندرمانی (که دروس مربوط به آن را نگذرانده­اند) نیز می­دانند اما این حق را از روانشناسان بالینی که بیش از 10 سال دروس روان­درمانی را گذرانده­اند، سلب می­کنند.

در ادامه نویسنده به مورد افسردگی ناشی از غده مغزی اشاره می­کند. باید پرسید که آیا چند درصد افسردگی­ها ناشی از غده مغزی و یا بیماری­های طبی است؟ طبق مطالعات همه­گیر شناسی در سراسر دنیا تنها درصد کمی از افسردگی­ها ناشی از علل طبی است و در اغلب موارد افسردگی ناشی از علل عاطفی، هیجانی، رفتاری، اجتماعی، اقتصادی و شناختی است.

در ادامه نویسنده به روانشناسی کردن مسایل زندگی انسان پرداخته است و این امر را نادرست می­داند. بر اساس منابع اسلامی و نیز منابع علمی معتبر، انسان موجودی چند بعدی است. انسان شامل ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی است. نویسنده با نگاهی تک بعدی و محدود به انسان، ضمن تنزل مقام انسان به حد حیوانات، نتیجه­گیری­هایی غیرمنطقی از اصول غیرمنطقی کرده است. در ادامه همین بحث، نویسنده به استقلال و حق اظهار نظر انسان در مورد زندگی شخصی خود اشاره کرده است و بر این باور است که روانشناس این حق را از انسان می­گیرد. لازم به توضیح است که رساندن مراجع به جایی که بتواند مستقلانه رفتار کند، یکی از اهداف اساسی روان­درمانی است. اشاره به سن نیز استدلال غیرمنطقی دیگری است که ضعف آن مشخص است. می­توان پرسید که آیا همه پزشکان و روانپزشکان بیش از 30 سال و همه روانشناسان کمتر از 30 سال سن دارند؟ و آیا برای کمک به یک فرد، شرط برابری سنی پزشک و بیمار در روانپزشکی وجود دارد؟

استدلال غیر منطقی بعدی در جایی است که نویسنده می­گوید: "آیا باید تکلیف کرد میلیونها ایرانی که برای قرنها به صورت سنتی و عرفی مسایل زندگی خود را به خوبی حل کرده­اند، شال و کلاه کنند و نزد روانشناس بروند تا او بر اساس فرضیه­های چند فرضیه­پرداز غربی برای همه راه حل کلیشه­ای و قالبی ارائه دهد". از طرز جمله­بندی و محتوای متن و کلمات انتخاب شده، می­توان نتیجه گیری کرد که نویسنده در ضمن نگارش این جمله در حالتی کاملا هیجانی بوده است. نوشتن در چنین حالاتی برای سرودن شعر مناسب است اما مناسب نوشتن مقاله­ای علمی نیست. در ابتدای جمله به کاربرد روشهای سنتی در درمان اختلالات روانی اشاره کرده است و آن را ارجح­تر از روان­درمانی می­داند. باید از نویسنده پرسید که آیا روانپزشکی و دارودرمانی امروز نیز همان روانپزشکی و طب سنتی قدیم است؟ پرواضح است که رواندرمانی و روانپزشکی هم مثل سایر علوم، تاریخچه رشد و تحول خود را داشته­اند. انسان دیروز در بافت روانی اجتماعی دیروز زندگی می­کرده است و درمان­های سنتی گذشته را نیز طلب می­کرده است. اما انسان امروز در بافت روانی، اجتماعی، سیاسی خاص امروز رشد کرده و زندگی می­کند و لاجرم درمان­های امروز را می­طلبد. در ادامه نویسنده به فرضیات وارداتی روانشناسی اشاره می­کند.  آرزوی همه ما این است که روزی ما هم به آن درجه از پیشرفت برسیم که خودمان در صدر تولیدکنندگان علم باشیم. اما در شرایط فعلی در اکثر رشته­ها از جمله روانپزشکی و روانشناسی، از علم روز دنیا استفاده می­کنیم. علاوه بر این اصول و فرضیه­های روانشناسی بیش از آنکه فرهنگ-وابسته باشند، جهانشمول هستند، بنابراین نباید فکر کنیم تمام آنچه نظریه­پردازان غربی گفته­اند، برای ما بی­فایده است. از سوی دیگر در این جمله نویسنده، اشتباه بزرگی وجود دارد که متاسفانه اکثر اساتید و دانشجویان ما مرتکب می­شوند. آن اشتباه بنیادی این است که (در حیطه­ای خارج از حیطه­ی تخصص و دانش خود نظر می­دهیم). همه ما برای پی بردن به علت و درمان مشکلات دندان­های خود تنها نظر دندانپزشک را معتبر می­دانیم اما برای درمان مشکل گوارش نظر دندانپزشک را معتبر نمی­دانیم. اما متاسفانه به هنگام صحبت کردن خود را متخصص همه دانش­­ها می­دانیم. نویسنده مقاله نیز همین اشتباه بنیادی را مرتکب شده و در حیطه­ای که تخصص ندارد، نظر می­دهد. انجام فراوان این اشتباه بنیادی باعث این شده که یک دانشمند اروپایی بگوید (علم ایرانی­ها به وسعت اقیانوسی است به عمق یک سانتی­متر). در نتیجه برای صحبت در مورد صحت یا عدم صحت نظریات روانشناسی تنها باید از یک روانشناس نظر خواست.

در ادامه نویسنده که ابتدایی­ترین دروس متدولوژی تحقیق را مطالعه نکرده است، همبستگی را با علیت اشتباه گرفته است. رابطه بین تعداد مشاورین و آمار طلاق در آمریکا تنها یک رابطه همبستگی است که از لحاظ علمی نه می­توان گفت که تعداد زیاد مشاورین علت آمار بالای طلاق است و نه می­توان گفت که آمار بالای طلاق  علت تعداد زیاد مشاورین است. چرا که این نتیجه­گیری تنها بر اساس هم­زمانی این دو پدیده است و اساس تجربی ندارد.

اشتباه بنیادی دیگری که نویسنده مرتکب شده است این است که در جای جای مقاله بدون منبع و مدرک نظر داده است. مثلا در این قسمت گفته است که در هیچ جای دنیا به خدمات روانشناسی بیمه تعلق نمی­گیرد. در حالی که در خیلی از کشور­ها، شرکت­های بیمه نه تنها بعضی از رواندر­مانی­های اثربخش را حمایت می­کنند بلکه در راستای تعیین اثربخشی انواع روش­های روان­درمانی، بودجه­های کلانی به پژوهشگران می­پردازند.

در ادامه نویسنده در تایید مذهب و آموزه­های دینی، در واقع نظری بر خلاف دین اسلام داده است. همه ما می­دانیم که دین اسلام و بزرگان دین، همواره به مشورت و راهنمایی توصیه نموده­اند. ضمن اینکه در جای جای قرآن کریم مردم به تفکر منطقی دعوت می­شوند. در روان­درمانی نیز به مراجعین کمک می­شود تا بتوانند موانع موجود در راه استفاده از عقل سلیم را کنار زده و منطقی بیندیشند و عمل کنند. خودشناسی سفارش بزرگ و مهم دیگری است که دین به پیروان خود می­کند. در رواندرمانی (از جمله نظر فروید مبنی بر اینکه خودشناسی هدف روان­درمانی است) به مراجعین کمک می­شود تا بتواند خود را بهتر بشناسند. حدیث پیامبر اسلام را همه شنیده­اند که می­فرمایند: علم را طلب کنید حتی اگر در چین باشد. پس بر اساس پیروی از دین اسلام، استفاده از فرضیات غربی­ها هیچ اشکالی ندارد. بنابراین تفسیر دلبخواهی و انتخابی نویسنده از دین، بیشتر به مغلطه و سفسطه­ شبیه است.

به امید آنکه روزی متخصصین عرصه بهداشت روان هدفی جز خدمت به مردم نداشته باشند و ما روانشناسان، روانپزشکان، مددکاران، پزشکان، همه به کمک یکدیگر زمینه خدمات­رسانی به جامعه را فراهم کنیم.

مهدی امیری- دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی

+ نوشته شده توسط محمدی در جمعه 20 آذر1388 و ساعت 9 |
در گفتگو با مهر عنوان شد:

اکثریت اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی ضمن دفاع از طرح بیمه خدمات روانشناسی و مشاوره خواستار پیگیری آن از سوی گروه تدوین طرح شدند.

سید محمد مومنی در گفتگو با خبرنگار مهر از برگزاری جلسه گروه تدوین طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره با اعضای کمیسیون بهداشت مجلس خبر داد و گفت: در این جلسه گزارشی از روند تدوین طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره و اهداف مورد نظر ارائه و تاکید شد که طرح مذکور به طور خاص متمرکز بر بیمه شدن خدماتی است که عامه مردم با آنها درگیر بوده و بابت آن به مراکز مشاوره و خدمات روانشناسی و همچنین مطب های متخصصین روانشناسی و مشاوره مراجعه می کنند.

طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره شامل آن دسته از اختلالات روانی است که نیاز به بستری و دارو ندارد بلکه تاکید بر این است که مردم با دفترچه بیمه خود بتوانند به مراکز و مطب های روانشناسی مراجعه کرده و بابت مسائلی همچون مشاوره ازدواج، افسردگی، نارضایتی از زندگی، استرسهای روزمره، پرورش فرزند و... از خدمات مشاوره و روان درمانی استفاده کنند.

سرپرست گروه تدوین طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره گفت: واکنشها و نظرات اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس حاکی از موثر بودن فعالیتهای این گروه بود و به صورت جدی از طرح بیمه خدمات روانشناسی دفاع کرده و واکنشهای مثبتی نیز نسبت به طرح نشان دادند. 

طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره در سال 85 با تلاش گروهی از دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته روانشناسی تهیه و به مجلس، نهاد ریاست جمهوری، وزارت رفاه و سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران ارائه شد. ضمن اینکه دکتر احمدی نژاد نیز در سال 86 بر روی این طرح دستور دادند تا وزارت رفاه پیگیر آن باشد.

مومنی ادامه داد: اعضای گروه در جلسه با کمیسیون بهداشت و درمان مجلس توافق کردند که برخی پژوهشهای تخصصی و زمینه یابی را در راستای اجرایی شدن طرح بیمه روانشناسی و جهت کمک به ارگانهای مربوطه انجام بدهند.

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در عین حال از وجود ناهماهنگیها میان ارگانهای مختلفی درگیر این موضوع اظهار تاسف کرد و افزود: خسارت ناشی از تاخیر در اجرای طرح بیمه روانشناسی به صورت مستقیم متوجه مردم و جامعه می شود.

مومنی گفت: اعضای گروه تدوین طرح بیمه خدمات روانشناختی به صورت جدی در این جلسه نگرانیهای خود را پیرامون نحوه نگارش قانون سلامت روان اعلام داشته و لازم دانستند که بیمه خدمات روانشناسی در قانون سلامت روان پیش بینی شود.

آکادمی روانشناسی بالینی از آقای مومنی به خاطر پیگیریهای مستمر این موضوع تشکر میکند. 

+ نوشته شده توسط محمدی در پنجشنبه 19 آذر1388 و ساعت 15 |
انگار ماجرا هنوز ادامه دارد... جوابیه دکتر فدایی به جوابیه هایی که در مورد مطلب ایشان در روزنامه اعتماد چاپ شده بود در تاریخ ۱۴ آذر در همان روزنامه چاپ شد. آکادمی روانشناسی بالینی امیدوار است این جریان در مسیر درست و فضایی به دور از تعصبات شخصی و سلیقه ای به سرانجام خوبی برای جامعه علمی کشور بیانجامد. آکادمی منتظر نظرات سنجیده و به دور از سلایق شخصی روانشناسان بالینی برای اطلاع رسانی خواهد بود.

تفاوت روانپزشکي و روانشناسي

دکتر فربد فدايي


نظر به آنکه اخيراً دو مطلب در تاريخ هاي 28/8/88 و 30/8/88 در صفحه 8 ستون يادداشت علي الظاهر در پاسخ به مطلبي که اينجانب در آن ستون نوشته بوده ام چاپ شده است و نظر به اينکه اينجانب با توجه به تجربه و نيز سال ها خدمت در عرصه پزشکي و داشتن درجه دانشياري و عضويت در کميته هاي مختلف کشوري بهداشت روان و هيات مديره انجمن علمي روانپزشکان و مديريت گروه روانپزشکي يکي از دانشگاه هاي کشور و تاليف 14 کتاب درسي و نگارش ده ها مقاله که در مجلات علمي بين المللي و ملي چاپ شده است قاعدتاً بايد بتوانم نظر خود را درباره موضوعي مربوط به بهداشت روان مطرح کنم و انتظار ندارم از سوي افرادي که در خارج از موضوع بحث هم نوآموز هستند مورد توهين قرار بگيرم. لذا دو تقاضاي زير را مطرح مي کنم که اميدوارم مورد توجه قرار گيرد و دستور به اقدام فرماييد؛

1- لطفاً مطالبي که قرار است منتشر شود از نسبت ها و الفاظ نامناسب پيراسته شود.

2- با ارسال جوابيه خود به هر دو مطلب، تقاضا دارم پس از چاپ آن به اين بحث که از سوي دو نفر مذکور جنبه جدال قلمي و هتاکي پيدا کرده است، خاتمه فرماييد. اينجانب به عنوان روانپزشک، مدير گروه روانپزشکي، عضو کميته کشوري سلامت رواني- اجتماعي و عضو هيات ممتحنه گواهينامه- دانشنامه رشته تخصصي روانپزشکي و سابقه عضويت در هيات مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران، دفاع از حقوق بيماران، حمايت از دستياران روانپزشکي و توجه به حفظ حرمت رشته روانپزشکي را وظيفه خود مي دانم. از اين رو در پاسخ به مطالبي که در صفحه 8 شماره 2106 مورخ 26/8/88 آن روزنامه و نيز شماره 2108 مورخ 30/8/88 در ستون يادداشت چاپ شده بود و بدون رعايت ضوابط علمي يا بي انصافي بخش هايي از مطالب مرا بدون توجه به ابتدا و انتهاي جملات و روح کلي مطلب به صورت گزينشي نقل و در جهت نتيجه گيري شخصي و ناروا و غيرعلمي به کار برده اند موارد زير را اعلام مي دارم و اميدوارم پاسخ من ضمن احترام به همه روانشناساني که در چارچوب صلاحيت خود فعاليت مي کنند با رفع ابهام ها خاتمه يي بر اظهارنظرهاي شخصي و غيرضابطه مند در مورد مسائل علمي مطروحه باشد.

1- روانپزشکي چيست؟ شاخه يي تخصصي از پزشکي است که به کار تشخيص، درمان، پيشگيري، توانبخشي و پژوهش در اختلالات رواني مي پردازد. يک ديپلمه رشته هاي تجربي يا رياضي- فيزيک در صورت کسب بالاترين نمونه هاي کنکور که شرط حتمي ورود به دانشکده پزشکي است و مستلزم هوش و استعداد و تلاش است پس از دوره هفت، هشت ساله پزشکي عمومي و آموزش هاي نظري و علمي و باليني در زمينه هاي گوناگون و در صورت موفقيت در آزمون هاي متعدد درون دانشگاهي و جامع ملي دوره پزشکي عمومي را طي مي کند و پس از طي دوران طرح که چند سال به طول مي انجامد و مستلزم پرداختن به امور بهداشتي و درماني در مناطق محروم است اجازه شرکت در آزمون ورودي دوره هاي تخصصي پزشکي را مي يابد...

پس از دفاع از پايان نامه خود امکان حضور در امتحان ملي و متمرکز گواهينامه را پيدا مي کند و در صورت کسب حداقل دوسوم از سقف نمره تازه اجازه شرکت در امتحان دانشنامه تخصصي به او داده مي شود. پس از قبولي در اين امتحان بار ديگر براي گذراندن طرح تخصصي بايد چند سال را در مناطق محروم به خدمت به بيماران بپردازند و پس از سال ها امکان مي يابند که برحسب ميل خود در شهري که مي خواهند (براي نمونه در تهران) به کار پزشکي بپردازند و حداقل سن روانپزشک پس از انجام اين گونه تعهدات (بدون احتساب نظام وظيفه براي مردان) 35 سال است. روانپزشک در طول دوره دستياري خود دست کم 10 هزار بيمار مبتلا به بيماري هاي رواني را با سرپرستي استادان خود درمان کرده است.

2- روانشناسي چيست؟ شاخه يي از علوم انساني و طبق تعريف عبارت است از بررسي علمي رفتار طبيعي و انگيزه هاي آن. يک فرد ديپلمه با ديپلم انساني مي تواند با نمره يي که مي آورد وارد اين رشته و پس از چهار سال فارغ التحصيل شود. اکثر هزاران نفر روانشناسان محترم موجود عمده دروس آنان جنبه نظري دارد و اين دانشجويان ممکن است در طول تحصيل خود حتي يک نفر بيمار مبتلا به اختلال رواني را نبينند.

3- با اين تفاصيل مقايسه روانپزشک و روانشناس قياس مع الفارق است و آنان هم طراز نيستند و طبق تصريح قوانين جمهوري اسلامي ايران فقط پزشک حق دخالت در امور درماني پزشکي را دارد و به اين ترتيب دخالت برخي روانشناسان محترم تحت عنوان درمان در امور پزشکي از جمله اختلالات رواني بدون ارجاع از سوي روانپزشک در حالي که بيمار ممکن است مبتلا به غده مغزي، اختلال هورموني، بيماري دوقطبي، اسکيزوفرنيا و صدها مورد ديگر باشد جنبه کيفري خواهد داشت.

4- اگر کارشناس محترم يا کارشناس ارشد محترم روانشناسي هم بخواهد به هر دليلي در مسائل رفتاري مشاوره دهد بايد شرايط زير حاصل شده باشد؛

الف- اطمينان از اينکه مشکلات رفتاري زوجين يا دانش آموز ناشي از مسائل طبي (براي نمونه مشکلات هورموني، مشکلات آناتوميک، اختلالات رفتار جنسي، مشکلات روانپزشکي از قبيل بيماري هاي خلقي و اضطرابي و...) نيست. اين امر منوط به اظهارنظر روانپزشک است.

ب- اطمينان از اينکه روش هاي متعارف و مرسوم براي اصلاح توسط آموزگار، مربي پرورشي، والدين، آشنايان و بستگان به نتيجه نمي رسيد.

ج- داشتن معيارها و ضوابطي که در جامعه ويژه ايران نماينده ازدواج خوب يا طلاق، شيوه صحيح فرزندپروري يا والدگري است.

5- اگر مشاوره مي توانست در کاهش طلاق نقش داشته باشد در آن صورت چرا در جامعه امريکا که مشاوران به حد وفور موجود هستند و مردم آن براي هر امر زندگي مشاوره مي کنند آمار طلاق بالاي 50 درصد است؟

- ما مي توانيم از علم غربي در مهندسي، زيست شناسي و پزشکي، رياضي و نجوم استفاده کنيم ليکن در علوم انساني بايد علوم انساني ايراني داشته باشيم. نکته جالب اينکه حتي در تخصص روانپزشکي (که بخشي از دانش تجربي پزشکي است) ما در ايران از سال ها پيش در جست وجوي تفاوت هاي سيماي باليني نابساماني هاي رواني و پاسخ بيماران ايراني به درمان (از جمله درمان هاي دارويي و روان درماني) بوده ايم و به همين دليل همه داروهاي جديد روانپزشکي پس از رعايت اصول 26گانه اخلاق پژوهش و با تاکيد کميته هاي اخلاق پزشکي بيمارستان ها و دانشگاه هاي علوم پزشکي در ايران روش هاي علمي کارآزمايي باليني سنجيده شده است.

7- مسائل بيماران رواني حتماً بايد در چارچوب انسان به عنوان يک واحد زيستي - رواني - اجتماعي بررسي و درمان شود و به همين دليل هم روانپزشک که در طول دوره پزشکي عمومي و دوره تخصصي روانپزشکي بر هر سه اشراف يافته است براي تشخيص و درمان بيماري هاي رواني صلاحيت لازم را دارد و روانشناس محترمي که نه علم تشريح نظري و عملي، نه هيستولوژي، نه فيزيولوژي، نه پاتولوژي، نه بيوفيزيک و نه فارماکولوژي را خوانده است چگونه مي تواند بدون نظر و نظارت روانپزشک به عنوان سرپرست تيم درماني روانپزشکي تشخيص يا درمان انجام دهد؟ضمن احترام به همه روانشناسان محترم اعم از کارشناسان يا کارشناس ارشد توصيه مي شود در چارچوبي که علم و منطق و قانون تعيين کرده است، حرکت فرمايند.

توضيح اعتماد؛ براساس اصول حرفه يي هيچ الزامي براي چاپ دوباره اظهارنظر افراد وجود ندارد. اما با احترام به دکتر فدايي به دليل اينکه دو بار اظهارنظر ايشان را چاپ مي کرديم بنا به کمبود جا و بلند بودن مطلب ايشان، توضيحات دکتر فدايي تلخيص شده کار مي شود.

+ نوشته شده توسط محمدی در دوشنبه 16 آذر1388 و ساعت 23 |
چون ماجرا هنوز ادامه دارد آکادمی بر آن شد تا برای آگاهی بیشتر روانشناسان بالینی جوابیه دیگری که قبلاْ در روزنامه چاپ شده بود در ادامه جوابیه ها منتشر کند تا علاقمندان با ذهنیت بیشتری ماجرا را پیگیری کنند.

تبيين شخصي تعصب صنفي و انديشه منطقي

ناصر عابديني

پاسخ به يادداشت «نياز كاذب ايجاد نكنيم» از دكتر فربد فدايي كه در مورخه 20/8/88 در روزنامه اعتماد چاپ شده است.
    
    يادداشت دكتر فربد فدايي را چند بار خواندم و به پاسخ هاي ايشان در جايگاه يك فرد تحصيلكرده در سطح عالي نظر كردم اما انتظارم را برآورده نشده ديدم. چرا؟ فراي موضوع روانپزشكي، روانشناسي، مشاوره، حق با من است يا ديگري و نظاير آن، نوع طرح موضوع، نوع پرداخت آن و نتيجه گيري مبتني بر آنها فاقد منطق علمي بود. باز چرا؟ به چند نمونه آن اشاره مي كنم.
    
    1- از ميانه يادداشت ايشان شروع مي كنم: «... نبايد همه مسائل زندگي انسان ها را روانشناسي شده كرد.» آيا مي توانيم بر همين اساس بگوييم «نبايد همه مسائل زندگي انسان ها را روانپزشكي شده كرد»؟هر عيبي آن گزاره دارد، اين نيز دارد و از اين دست بسيار مي توان گفت. به نظر مي آيد شما همه مسائل زندگي انسان ها را پزشكي شده و روانپزشكي شده كرده ايد و براي هيچ حوزه معرفتي و علمي ديگر حقي براي پژوهش و اظهارنظر و راهكار قائل نيستيد.
    
    2- شما نوشته ايد: «يك فرد ميانسال اگر نزد يك جوان 24ساله روانشناس برود بسيار مضحك است.» جناب دكتر، آيا هنگامي كه شما مدرك دكتراي پزشكي و سپس روانپزشكي خود را گرفتيد، در خانه مانديد تا به سن مثلاً 50سالگي رسيديد، آنگاه شروع به مداواي اين انسان هايي كرديد كه شما براي آنان حق قائل شده ايد كه شخصاً نظر دهند و... يا شما نيز در سايه لطف استادان و بخشش اشتباهات شما توسط بيماران تان به اين سطح از تجربه و تخصص دست يافتيد؟ آيا فقط جوان 24ساله روانشناس، به صرف 24ساله بودن، در صورتي كه توانمندي اش منطبق با معيارهاي آكادميك و حرفه يي مورد تاييد باشد و بتواند كاري تخصصي انجام دهد، كارش غلط است؟ به نظر شما حسابدار 24ساله چطور؟ پزشك 24ساله چطور؟ و...
    
    3- آيا شما واقعاً يقين داريد كه «ميليون ها نفر از مردم ايران قرن ها توانستند به صورت سنتي و عرفي مسائل زندگي خود را به خوبي حل كنند، آيا اين موضوع گسترده را از مورخان متخصص در زمينه تاريخ زندگي اجتماعي ايرانيان جويا شده ايد؟ از طرف ديگر آيا اگر اين افراد كه مسائل خود را به خوبي حل كرده اند نزد شما بيايند واقعاً از آنها خواهيد خواست كه برويد و به صورت سنتي و عرفي از پس حل مشكلات خود برآييد و لزومي به مراجعه به من و امثال من نداريد؟
    
    جناب دكتر، آيا واقعاً چشم خود را روي جامعه امروزي، ماهيت آن، ساختارهاي آن و انسان هايي كه در چنين جامعه يي كه به نظر كارشناسان در تاريخ بشر بي نظير بوده، بسته ايد؟ جامعه يي كه عده يي ديگر نه آن را مدرن كه پست مدرن مي خوانند، جامعه يي كه نه محلي كه جامعه شبكه يي - اطلاعاتي ناميده مي شود. جامعه يي كه نه صنعتي كه پساصنعتي لقب يافته، جامعه يي كه نه آرام كه جامعه يي مصرفي و ريسكي ناميده شده است. آيا در چنين جامعه يي كه جامعه ايران ما نيز درگير آن شده، مشكلات، آرمان ها، انتظارات و نوع رفتار افراد با قرون پيشين تفاوت ماهوي ندارد؟ به نظر شما آيا مشكلات شغلي، تحصيلي و ازدواجي انسان امروز با جامعه ديروزي مشابه است؟ آيا فكر نمي كنيد دانش هايي نظير دانش هاي مربوط به حوزه علوم اجتماعي و علوم رواني و علوم اقتصادي براي پاسخگويي به جامعه مدرن امروز پديد آمده اند؟ آيا صرفاً با همان نگاه عرفي و سنتي (كه تعريف نكرده اند كه چه چيزهايي هستند) مردم بدون بهره گيري از دانش هاي حرفه يي پزشكي، روانپزشكي، علوم اجتماعي و نظاير اينها - خود به خود- بدون مراجعه به شما و امثال شما مي توانند از پس غلبه كردن بر مشكلات برآيند؟
    
    4- جناب دكتر، آيا واقعاً «كاربرد نابجاي روانشناسي در زندگي روزمره سبب شده است آمار طلاق اين اندازه بالابرود»؟ از شما كه در دانشگاه آموخته ايد پايبند به اصل عليت و به اصل سنخيت علت و معلول باشيد، اين سخن، شگفت انگيز مي نماياند. آيا مسائل و تحولات و مشكلات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، آموزشي، ديني و... بر روابط بين انسان ها از جمله رابطه زناشويي تاثيرگذار نيستند؟ كدام پژوهشگري بر اساس كدام تحقيقات و آمار متكي به آن گفته و نوشته است دخالت نابجاي روانشناسي سبب طلاق و افزايش آن در جامعه ايراني شده است؟ اگر چند دهه تحصيل و تدريس و تجربه چنين نتيجه يي به بار آورده است بايد در آنها تجديدنظر جدي به عمل آورد و اگر به نتيجه يي كه شما به آن رسيديد برسند شايد بهتر باشد دپارتمان روانشناسي را در دانشگاه ها بربندند.
    
    5- نكته ديگري كه شما اشاره كرده ايد آن است كه: «روانشناسي... بر اساس فرضيه هاي چند فرضيه پرداز غربي براي همه راه حل كليشه يي و قالبي ارائه مي دهد.»
    
    و در ادامه نوشته ايد: «... به عوض آنكه از عقل سليم خود و روش هاي متعارف و آموزه هاي ديني- ملي براي حل مساله استفاده كنند نزد جوانان روانشناسي بروند كه لابد با فرضيه هاي فرويدي بخواهند راه حل پيدا كنند.» حقيقتاً يك بار ديگر در اين چند خط كليشه يي و شعاري كه مواردي از آن بيش از يك قرن است در اين كشور تكرار مي شوند، تامل فرماييد. از شما مي پرسم: آيا روانپزشكي متعارف فعلي دانشي ايراني و شرقي است؟
    
    آيا شما روانپزشكي را در مدارس قديمه ايران آموخته ايد؟ آيا فرضيه پردازان غربي فقط انديشه هاي غلط توليد مي كنند؟ آيا هر چه غربي است غلط است و مشكوك، و هر چه شرقي است درست است و مقبول؟ آيا اگر افسردگي فردي به علت كم كاري غده تيروئيد است و شما و هزاران پزشك، روانپزشك و متخصص غدد داخلي دارويي خاص را تجويز مي كنند، چون كاري كليشه يي است محكوم است؟ آيا هر كس بايد براي اينكه روش مداوايش غيركليشه يي شود دارويي غير ديگري دهد؟ همچنين چه نيك بود كه عقل سليم و روش متعارف را تعريف و تشريح مي كرديد كه چگونه مي توانند در حل مشكلات رواني افراد به آنان كمك كنند؟
    
     اينكه كدام روانشناس نظريه پردازي گفته است نظريات فرويدي اساس روانشناسي است، جاي تعجب بسيار دارد. اتفاقاً هيچ كس به اندازه روانپزشكان و روانكاوان، فرويدي نيستند: تازه آن هم با تجديدنظرهاي گوناگون در آن. در اينجا شما از نظريه فرويد خواسته ايد براي بدنام كردن طرف مقابل بهره ببريد زيرا فرويد و ديدگاه هاي تحريف شده او براي جامعه ما، فقط و فقط به غلط تداعي كننده روابط افراد و آزادي آن است در حالي كه حقيقت غير از اين است. جناب دكتر، از شما انتظار مي رود فارغ از دلبستگي هاي صنفي به دانش روانپزشكي، روانشناسي، تاريخ اجتماعي مردم ايران، دانش تجربي جديد غربي، جوانان متخصص و سطح استعدادهايشان، نظريه فرويد و روانشناسي بنگريد و در جايگاه يك روانپزشك براي كمك به همنوعان خود از همه كساني كه مي توانند به مردم در زمينه مشكلات رواني- رفتاري كمك كنند با كلام مهربانانه، منطقي و غيرتحقيرآميز بهره ببريد. در واقع به اين وسيله دعوت عامي كرده باشيد براي خدمت بهتر به درماندگان. در صورتي كه شما و همكاران شما نتوانند با هم طرازان دانشگاهي خود ارتباطي دوسويه، منطقي و عالمانه برقرار كنند از مردمي كه دچار انواع مشكلات فردي و اجتماعي هستند و نزد شما و امثال شما براي قرار گرفتن در مدار زندگي معتدل، طبيعي و منطقي آمده اند چه انتظاري داريم؟ برادر گرامي، آموختن دانش در درجه اول بايد بتواند ما را از تبيين هاي شخصي برهاند و تبيين هاي جهانشمول را جايگزين آنها سازد.

+ نوشته شده توسط محمدی در دوشنبه 16 آذر1388 و ساعت 23 |

طی مدت اخیر آکادمی جوابیه های بسیاری را برای "ضرورت یا نیاز کاذب!" دریافت کرد. اما از آنجا که ما معتقد بودیم این یک نظر غیر رسمی و شخصی است ضرورتی به چاپ تمام جوابیه ها ندیدیم و ماجرا را خاتمه یافته فرض کریدم. اما انگار این قصه سر دراز دارد....

ﺑﻌﻀﻲﻧﺎﻣﻬﺎ ﺑﺰرﮔﺘﺮ از ﺻﺎﺣﺐ آن ﻧﺎﻣﻨﺪ و ﺑﻌﻀﻲ ﻧﺎﻣﻬﺎ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮ. ﺑﺮاي ﻣﻦ ﻓﺮﺑﺪ ﻓﺪاﻳﻲ ﻧﺎم ﺑﺰرﮔﻲﺑﻮد ﻛﻪ در ﻛﺘﺎﺑﻬﺎ دﻳﺪه ﺑﻮدم.

‫دﻟﻢ ﮔﺮﻓﺖ دﻛﺘﺮ ﻓﺪاﻳﻲ ﻋﺰﻳﺰ وﻗﺘﻲﻧﺎﻣﻪ ﺳﺮاﺳﺮ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﺷﻤﺎ را درﺑﺎره ﻟﺰوم ﺑﻴﻤﻪ ﺧﺪﻣﺎت رواﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺧﻮاﻧﺪم...

‫ﻧﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ اي ﺑﻪ دور از ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ و ﻣﻨﻄﻖ از ﻳﻚ رواﻧﭙﺰﺷﻚ ﻣﻲ ﺧﻮاﻧﺪم،

‫ﻧﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ دور از اﻧﺪك ﺗﻮاﺿﻊ ﻋﻠﻤﻲ، دﺳﺘﺎوردﻫﺎي دﻫﻬﺎﺳﺎﻟﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﺎن ﺻﺎﺣﺐ ﻧﺎم و ﮔﻤﻨﺎم اﻳﻦ ﺳﺮزﻣﻴﻦ و دﻳﮕﺮ ‫ﺳﺮزﻣﻴﻨﻬﺎ را ﻧﺪﻳﺪه ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻳﺪ،

‫ﻧﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﻣﺮزﻫﺎي داﻧﺶ ﺧﻮد را ﻧﻴﺰ اﻧﻜﺎر ﻛﺮده، ﺑﺮاي آﻻم روﺣﻬﺎي ﺧﺴﺘﻪ، ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎي در ﻫﻢ ﺷﻜﺴﺘﻪ، ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﺘﻬﺎي از ‫دﺳﺖ رﻓﺘﻪ، ﻣﻌﻨﺎﻫﺎي ﺗﻬﻲ ﺷﺪه، و ﺑﺴﻴﺎر رﻧﺞ و آﺳﻴﺒﻬﺎي دﻳﮕﺮي ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻋﻤﺮ رواﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺻﺮف آن ﺷﺪه، ﻧﺴﺨﻪ اي ارﮔﺎﻧﻴﻜﻲ ‫ﭘﻴﭽﻴﺪه اﻳﺪ (اﮔﺮ ﭼﻪ اﻫﻤﻴﺖ ارﮔﺎﻧﻴﻜﻲﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎي روان،آن ﻫﻤﻪ روﺷﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻫﻤﭽﻮ ﻣﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ و ﺻﺪ اﻟﺒﺘﻪ ﺣﻘﻴﺮ ‫ﻣﺪﻋﻲ آن ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﺎن و ﻣﺸﺎوران، ﺗﻤﺎم و ﻛﻤﺎل ﺑﻪ وﻇﺎﻳﻔﺸﺎن ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻛﻨند)

‫ﻧﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﺑﻲ رﻋﺎﻳﺖ اﻧﺼﺎف و اﺧﻼق و در ﻣﻘﺎم ﻳﻚ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻋﻠﻤﻲ و داﻧﺸﮕﺎﻫﻲ، ﺑﻪ ﻛﻠﻴﺸﻪ ﻫﺎي ﺑﺎب روز و ﺑﻌﻀﺎ ﻧﺦ ﻧﻤﺎ ‫ﺗﻮﺳﻞﺟﺴﺘﻪ اﻳﺪ و ﭘﺎي "ﻓﺮوﻳﺪ" و "ﻓﺮﺿﻴﻪ ﻫﺎي وارداﺗﻲ" را ﺑﻪ ﻣﻴﺎن آورده اﻳﺪ و از روﺷﻬﺎي ﻣﺘﻌﺎرف ﻣﻠﻲ و ﻋﺮﻓﻲ و ﺻﻼح و ‫ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺨﻦﮔﻔﺘﻪ اﻳﺪ،

‫ﻧﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ از ﻋﻘﻞ ﺳﻠﻴﻢ ﻣﺮدم و ﺣﻖ اﻧﺘﺨﺎب آﻧﻬﺎ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ اﻳﺪ و در اﻫﺎﻧﺘﻲ آﺷﻜﺎر ﺑﻪ ﻋﻘﻞ ﺳﻠﻴﻤﺸﺎن، از اﻳﻦ ﻛﻪ آﻧﻬﺎ ﺗﺤﺖ‫ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﻧﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ دواي دردﺷﺎن در دﺳﺖ رواﻧﭙﺰﺷﻚ اﺳﺖ ﻳﺎ رواﻧﺸﻨﺎس، اﻇﻬﺎر ﻧﮕﺮاﻧﻲﻛﺮده اﻳﺪ،

‫ﺑﻠﻜﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺣﻀﺮﺗﻌﺎﻟﻲ، ﮔﻔﺘﻤﺎن آﺷﻨﺎﻳﻲ را ﺑﻪ ﻳﺎدم آورد ﻛﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪم ﻳﻜﻲ از ﻧﺎﻫﻨﺠﺎرﻳﻬﺎي راﻳﺞ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮاﻧﻲ ﻣﺎﺳﺖ؛‫ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ در ﻣﻴﺎن اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﻣﻘﻴﻢ ﺳﺎﻳﺮﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻧﻴﺰ رواﺟﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﮕﻴﺮي دارد و آن ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از: ﻧﻔﻲ دﻳﮕﺮي ﺑﺮاي اﺛﺒﺎت ﺧﻮد؛ و اﻟﺒﺘﻪ‫ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﻔﺲ وﺟﻮد اﻳﻦ ﮔﻔﺘﻤﺎن، ﺑﻠﻜﻪ از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ رواﻧﭙﺰﺷﻚ در ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺷﻒ و راﻓﻊ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎرﻳﻬﺎي ﻓﺮدي و ‫اﺟﺘﻤﺎﻋﻲﺑﺎﺷﺪ، ﺧﻮد در دام آن ﮔﺮﻓﺘﺎر آﻳﺪ. از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ دﻳﺪم ﻳﻚ رواﻧﭙﺰﺷﻚ، ﺑﻪ دور از ﺗﻌﻬﺪﺣﺮﻓﻪ اي (و ﻗﻄﻌﺎ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ‫ﻧﺎآﮔﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺗﻌﺎﻟﻲ ازاﺳﺎﺗﻴﺪ ﻣﺴﻠﻤﻴﺪ)، ﺣﺎل ﺑﺪش را و ﺗﺴﻮﻳﻪ ﺣﺴﺎﺑﻬﺎي ﺷﻐﻠﻲ وﺷﺨﺼﻲ را ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ و ﻣﻀﺎر ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻬﺎ اﻧﺴﺎن ‫ﻛﺸﻮرش ﺗﻌﻤﻴﻢ ﻣﻲ دﻫﺪ.

‫دﻛﺘﺮ ﻓﺪاﻳﻲ ﻋﺰﻳﺰ، اﻳﻦ ﺣﻘﻴﺮ ﻛﻪ ﻣﺤﺼﻞ رﺷﺘﻪ دﻳﮕﺮي ﺑﻮده ام، از ﺟﻬﺖ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪي ﺑﻪ ﻋﻠﺖ و ﻋﻠﻞ اﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎري ﻫﺎ و آداب و ‫ﻋﺎدات دﻟﺨﺮاش و اﻟﺒﺘﻪ روح ﺧﺮاش و ﺑﺮاي اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺪاﻧﻢ: ﭼﺮا ﻣﺎ ﭼﻨﻴﻨﻴﻢ؟ و ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ آن ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه ﺷﺮﻗﻲ: "ﭼﺮا اﻳﻨﻘﺪر ﺑﺪ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ‫ﻛﻨﻴﻢ؟"، ﻣﺪﺗﻲ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺟﺮﮔﻪ داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن رﺷﺘﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ام و ﺑﺮاي اﻳﻦ ﺳﻮال اﻟﺒﺘﻪ ﭘﺎﺳﺨﻬﺎي ﭼﻨﺪي ﻳﺎﻓﺘﻪ ام ﻛﻪ از آن ﻣﻴﺎن ‫ﻳﻚ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻴﺶ از ﻫﻤﻪ ﺑﻪ دﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻛﻪ از ﻗﻀﺎ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ از رواﻧﺸﻨﺎﺳﺎن ﺧﺒﺮه اﻳﻦ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺗﻌﻠﻖ دارد) و ﺻﺪ اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ‫ﻋﻘﻴﺪه ﺑﺰرﮔﺎن رواﻧﭙﺰﺷﻜﻲ و رواﻧﺸﻨﺎﺳﻲ دﻳﮕﺮي ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ (و آن، اﺣﺴﺎس ﻋﺪم اﻣﻨﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻏﺎﻟﺐﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺷﻴﻮه ‫ﻫﺎي ﻓﺮزﻧﺪ ﭘﺮوري ﻏﻠﻂ راﻳﺞ در ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎﻳﻤﺎن) ﺑﻮﻳﮋه در ﮔﺬﺷﺘﻪ (ﺑﻪ آن دﭼﺎرﻳﻢ و ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻤﺎن ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ: ﺑﻬﺮوزي ﺑﻪ ‫اﻧﺪازه ﻛﺎﻓﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﻲ رﺳﺪ، و ﺗﻮﻓﻴﻖ دﻳﮕﺮان ﻣﺎﻧﻊ ﻛﺎﻣﻴﺎﺑﻲ ﻣﺎﺳﺖ؛ در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺧﻮد را ﻣﻨﻮط ﺑﻪ ﺗﺨﺮﻳﺐ ‫دﻳﮕﺮان ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ و اﺛﺒﺎت ﺧﻮد را ﻣﻨﻮط ﺑﻪ ﻧﻔﻲ دﻳﮕﺮان و اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﺣﻘﻴﺮ ﻣﺎﻳﻠﻢ ﺗﻨﺰل اﺧﻼﻗﻲ داﻣﻨﮕﻴﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻫﻢ ﺑﻪ اﻳﻦﻋﻠﺖ ‫ﺑﻴﻔﺰاﻳﻢ؛ اﮔﺮﭼﻪ ﻋﻠﺘﻬﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﻌﻠﻮل ﻳﻚ ﭼﻴﺰ اﺳﺖ: اﺣﺴﺎس ﻋﺪم اﻣﻨﻴﺖ و ﻧﻔﻲ و ﺗﺨﺮﻳﺐ و ﺗﺤﻘﻴﺮ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ ﺳﺒﺐ اﻳﻦ ‫اﺣﺴﺎس. اﺣﺴﺎس ﻧﺎاﻣﻨﻲ رواﻧﻲ ﻋﺎرﺿﻪ راﻳﺞ و ﺑﻴﻤﺎري ﺷﺎﻳﻊ ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺮدم ﻣﺎﺳﺖ ﻛﻪ درﻣﺎن آن ﻛﺎر ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺑﺎ رواﻧﺸﻨﺎﺳﺎن ﺧﺒﺮه ‫و ﺑﺎﺗﺠﺮﺑﻪ را ﻣﻲ ﻃﻠﺒﺪ.

‫دﻛﺘﺮ ﻓﺪاﻳﻲ ﻋﺰﻳﺰ، ﻫﻤﻪ آﻧﭽﻪ ﺣﻘﻴﺮﮔﻔﺘﻢ ﻣﻨﻮط ﺑﻪ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺣﻀﺮﺗﻌﺎﻟﻲ در ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺪ و ﺑﺎ ﻫﻤﻴﻦ ادﺑﻴﺎت، ﺑﺎ ﺣﺴﻦ ﻧﻴﺖ ﻛﺎﻣﻞ ‫ﺣﺮﻓﻪ اي ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ و اﻏﺮاض دﻳﮕﺮي در ﻛﺎر ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻛﻪ اﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻴﭻ ﻧﻤﻲ ﻣﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ.

‫ﺑﻌﻀﻲ ﻧﺎﻣﻬﺎ ﺑﺰرﮔﺘﺮ از ﺻﺎﺣﺐ آن ﻧﺎﻣﻨﺪ و ﺑﻌﻀﻲ ﻧﺎﻣﻬﺎ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮ. ﺑﺮاي ﻣﻦ "ﻓﺮﺑﺪ ﻓﺪاﻳﻲ" ﻧﺎم ﺑﺰرﮔﻲ ﺑﻮد...

‫زﻫﺮا اﺣﻤﺪي- ‫داﻧﺸﺠﻮي ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ارﺷﺪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﻲﺑﺎﻟﻴﻨﻲ

+ نوشته شده توسط محمدی در دوشنبه 16 آذر1388 و ساعت 13 |

 The Roots of Short Term Dynamic Psychotherapy, Departure from Short Term to Long Term, Then from Long Term to Short Term Dynamic Psychotherapy (from 1895 to Present)

زمان: دوشنبه ها هر هفته، از ساعت 11 تا 13

مکان: انستیتو روانپزشکی تهران.

این برنامه آموزشی که به مدت یک سال ادامه خواهد یافت، شامل تاریخچه تحلیلی، نظریه ها، اصول، بنیادها و تکنیک های رواندرمانی روانپویشی از سال 1895 (که اولین درمان های کوتاه مدت توسط فروید انجام شد) تا دهه اول قرن بیست و یکم است.

فهرست مباحث:

فروید و تاریخچۀ رواندرمانی کوتاه مدت (از 1895 تا 1910)

فروید و تاریخچۀ تحلیلی گرایش به رواندرمانی طولانی مدت (از 1910 تا 1937)

نسل اول رواندرمانی پویشی کوتاه مدت (از 1920 تا1950 مانند، فرنزی، رانک، الکساندر و فرنج و ...)

نسل دوم رواندرمانی های پویشی کوتاه مدت (از 1950 تاکنون، مانند مان، مالان، سیفنوز، دوانلو و ...)

نسل سوم رواندرمانی های پویشی کوتاه مدت (از 1990 تاکنون، فوشا، مک کالو و ...)

این دوره آموزشی با همکاری دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی بالینی انستیتو روانپزشکی تهران با حضور آقای دکتر محمدکاظم عاطف وحید و دکتر بهروز بیرشک و دکتر محمود دهقانی برگزار می شود.

پنجمین جلسۀ این دوره آموزشی در تاریخ دوشنبه 16 آذر 88 برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده توسط محمدی در جمعه 13 آذر1388 و ساعت 21 |

انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران با همکاری مركز تحقيقات بهداشت روان در نظر دارد دوره آموزشی تشخیص و درمان اختلالات جنسی  را با هدف ارتقای سطح علمی و توان عملی متخصصین  روانشناسي بالینی برگزار نماید.

مدرس : دکتر مهرداد افتخار اردبیلی ( روانپزشک و عضو هیات علمی انستیتو روانپزشکی تهران)

دوره طی ده جلسه چهار ساعته در اولین و سومین پنج­شنبه هر ماه برگزار خواهد شد. که اولین جلسه آن در روز پنج­شنبه سوم دی ماه 1388 از ساعت 9 صبح الی:30 12 ظهر برگزار خواهد گردید.

هزینه ثبت نام: 150 هزار تومان (20 درصد تخفیف ویژه اعضای انجمن)

هزینه ثبت نام دانشجویان انستیتو روانپزشکی تهران: 100 هزار تومان

مهلت ثبت نام: چهار شنبه 18 آذر ماه 1388

از کلیه علاقمندان دعوت می­گردد برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به دفتر انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران مراجعه و یا با شماره تلفن 66551585 تماس حاصل فرمایند

((با توجه به محدودیت ظرفیت، اولویت با کسانی خواهد بود که زودتر ثبت نام نمایند))

+ نوشته شده توسط محمدی در چهارشنبه 11 آذر1388 و ساعت 18 |

فراخوان نمایندگی در دانشگاهها و شهرهای بزرگ

از کلیه افرادی که علاقمند به پذیرفتن موقت نمایندگی آکادمی روانشناسی بالینی هستند در خواست می شود آمادگی خود را اعلام فرمایند. این برنامه در جهت ایجاد وحدت و هماهنگی بین روانشناسان بالینی و اطلاع رسانی بهتر در کل کشور انجام می شود. لذا از افراد علاقمند درخواست می شود برای پذیرش نمایندگی آکادمی با ما تماس بگیرند. برای این منظور در قسمت "نظربدهید" نظر خود را بصورت خصوصی به نویسنده وبلاگ ارسال کنید. برای اطلاع از فهرست دانشگاههایی که دارای روانشناسی بالینی در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا هستند به این شرح اعلام می شود. لطفاْ قبل از اعلام آمادگی فایل معرفی آکادمی را از قسمت پیوندهای روزانه مطالعه کنید.

دانشگاههای وزارت بهداشت: علوم پزشکی ایران (دکتری)- علوم بهزیستی(دکتری)- شهید بهشتی(دکتری)- شیراز

دانشگاههای وزارت علوم: اصفهان- الزهرا- تبریز- تربیت معلم تهران- تهران- سمنان- شاهد(دکتری)- شهید بهشتی (دکتری)- اهواز- شیراز- علامه- مشهد- کردستان اردبیل

دانشگاههای آزاد: بیرجند- علوم تحقیقات- رودهن- اردبیل- تنکابن- علوم و تحقیقات فارس- تنکابن و تربت جام

اطلاعات بیشتر در خصوص میزان پذیرش دانشجو و جمعیت روانشناسان بالینی متعاقباْ اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده توسط محمدی در جمعه 6 آذر1388 و ساعت 11 |

عناوین کتب در دست چاپ مرکز سگال

پیرو قرار قبلی در جهت اطلاع رسانی منابع جدید و در دست انتشار روانشناسی بالینی عناوين كارهاي دردست چاپ همکاران مركز مشاوره و خدمات روانشناسی سگال به دست ما رسیده است. از سایر همکاران محترم نیز درخواست می شود برای اطلاع رسانی کتب چاپ شده یا در دست چاپ خود اطلاعات لازم را برای آکادمی ارسال دارند. از پیشرفت روانشناسی بالینی در کشور خوشحالیم و خبر خوب چاپ منابع سودمند زیر را در آینده نزدیک نوید می دهیم. این منابع پس از تکمیل در قسمت پیوندهای روزانه قرار خواهند گرفت.

1) كتاب شناخت درماني: مباني و فراتر از آن، تأليف جوديت بك، توسط انتشارات دانژه

2) كتاب شناخت درماني براي بيماران چالش برانگيز، تاليف جوديت بك، توسط انتشارات دانژه

3) كتاب درمان شناختي رفتاري زوج و خانواده توسط فرانك داتيليو، توسط انتشارات دانژه

هر سه كتاب فوق داراي كپي رايت رسمي انتشارات گيلفورد براي ترجمه فارسي خواهند بود.

4) كتاب درمان شناختي رفتاري: مباني و اصول، توسط بهزيستي كشور، معاونت پيشگيري: تآليف دكتر فتي و دكتر موتابي

5) كتاب درمان شناختي رفتاري اختلالات هيجاني توسط دكتر موتابي و دكتر فتي، توسط بهزيستي كشور، معاونت پيشگيري

6) کتاب درمان شناختي رفتاري مشكلات همسران: راهنماي گام به گام درمانگران تأليف دكتر موتابي و دكتر فتي

7) کتاب راهنماي گام به گام درمان شناختي رفتاري تأليف دكتر موتابي و دكتر فتي

8) کتاب درمان شناختي رفتاري بيماريهاي مزمن پزشكي: راهنماي عملي براي ارزيابي و درمان، توسط انتشارات ارجمند، ترجمه رضا مولودي، ويرايش دكتر فتي

9) کتاب درمان فراشناختي اختلالات اضطرابي و افسردگي تاليف آدريان ولز،  ترجمه دكتر شهرام محمدخاني، ويرايش دكتر فتي

آکادمی روانشناسی بالینی بخاطر اضافه کردن این منابع پربار به حوزه روانشناسی بالینی از تمام دست اندرکاران مرکز سگال تقدیر و تشکر می نماید.

با آروزی ارتقای هر چه بیشتر روانشناسی بالینی ایران

+ نوشته شده توسط محمدی در چهارشنبه 4 آذر1388 و ساعت 11 |

در تاریخ ۲ آذر در خبرگزاری مهر منتشر شد:

رئیس جمهور نسبت به طرح بیمه خدمات مشاوره و روان درمانی اقبال و دیدگاه مثبتی را نشان دادند و عنوان کردند که به صورت جدی در این مورد با وزیر رفاه صحبت خواهند کرد.

سیدمحمد مومنی سرپرست گروه تدوین خدمات روانشناختی و مشاوره با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: در ملاقاتی که در حاشیه جشنواره زوج خوشبخت ایرانی با دکتر احمدی نژاد داشتم موضوع طرح بیمه خدمات مشاوره و روانشناختی را بار دیگر با رئیس جمهور بازگو کردم.

دکتر احمدی نژاد در سال 86 بر روی طرح بیمه خدمات مشاوره و روانشناختی دستور دادند تا وزارت رفاه پیگیر آن باشد.

مومنی در خصوص دیدار اخیرش با رئیس جمهور گفت: در این دیدار دکتر احمدی نژاد به خوبی این طرح را به یاد آوردند و جویای روند کار در این مدت شدند.

بر اساس گزارشهای وزارت بهداشت 5 تا 10 درصد شیوع بیماریهای روانی در کشورمان را افسردگی تشکیل می دهد که با این وجود 7 تا 8 میلیون نفر از جمعیت کشور افسرده هستند. سرپرست گروه تدوین طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره همچنین به ارائه گزارشی از نامه نگاریها و فعالیتهایی که طی دو سال گذشته در مورد پیگیری دستور رئیس جمهور صورت گرفته است اشاره کرد و گفت: در این دیدار نگرانی خود را از بابت تاخیر در اجرای هرچه سریعتر این طرح و کاستیهایی که در وزارت رفاه پیرامون پیگیری دستور رئیس جمهور به وجود آمده است عنوان کردم.

طرح بیمه خدمات روانشناختی شامل آن دسته از اختلالات روانی است که نیاز به بستری و دارو ندارد. بلکه تاکید بر این است که مردم با دفترچه بیمه خود بتوانند به مراکز و مطبهای روانشناسی مراجعه کرده و بابت مسائلی همچون مشاوره ازدواج، افسردگی، نارضایتی از زندگی، استرسهای روزمره، پرورش فرزند و... از خدمات مشاوره و روان درمانی استفاده کنند.

مومنی با اشاره به دیدارش با احمدی نژاد گفت: رئیس جمهور بار دیگر در این گفتگو نسبت به طرح بیمه خدمات مشاوره و روان درمانی اقبال و دیدگاه مثبتی را نشان دادند و عنوان کردند که به صورت جدی در این مورد با آقای محصولی صحبت خواهند کرد و از وزیر رفاه خواهند خواست تا پیگیر این طرح باشند.

+ نوشته شده توسط محمدی در سه شنبه 3 آذر1388 و ساعت 9 |
نقل از روزنامه اعتماد- ۳۰ آبان ۱۳۸۸- ستون گزارش اجتماعی
 
جايگاه روانشناسي باليني
مهران جوکار

در شماره 2100 روزنامه اعتماد به تاريخ 20/8/1388، مطلبي با عنوان «نياز کاذب ايجاد نکنيم» از سوي آقاي فربد فدايي چاپ شد که ايشان در کنار تشخيص اين امر که احتياجي به تحت پوشش بيمه قرار گرفتن خدمات روان درماني نيست، درباره روانشناسي و روانشناسان نيز مطالبي را بيان کردند. با اين حال لازم است مطالبي مطرح شود.

 1- رسنيک در سال 1991، پيرامون حوزه هاي فعاليت روانشناس باليني مي گويد؛ «مهارت هايي که براي رشته روانشناسي باليني ضروري هستند عبارتند از سنجش و تشخيص اختلالات رواني، مداخله يا درمان اختلالات رواني، مشاوره، پژوهش و رعايت اصول اخلاقي و حرفه يي.» همچنين نورکراس، کارگ- بري و پروچاسکا در مقاله «روانشناسان باليني دهه 1990»، گزارش مي کنند 84 درصد از روانشناسان باليني امريکا به امر روان درماني و 74 درصد به امر تشخيص/ سنجش، اشتغال دارند. لذا نقش قابل توجه روانشناسان باليني در ارزيابي، تشخيص و درمان اختلالات رواني (البته نه با استفاده از دارو) امري است غيرقابل انکار. البته روانشناسان باليني در ارتباط با جنبه ها و مسائلي که به ويژه در حوزه تخصص يک پزشک (اعم از روانپزشک) است، مراجعان خود را ارجاع مي دهند. ايشان از چه جايگاهي خود را ذي حق دانسته اند که مطرح کنند روانشناس صلاحيت تشخيص و درمان ندارد. پس از نظر ايشان کار مجلس و دولت در تاسيس نظام روانشناسي و مشاوره براي بررسي صلاحيت روانشناس در روان درماني بعد از گذراندن دوره هاي طولاني کارورزي و آزمون مصاحبه کاري نادرست بوده و اين مجموعه صلاح کار و نياز واقعي مردم ايران را نمي دانسته و تنها ايشان به چنين تشخيص درستي رسيده اند.

 2- جرج اينگل در جايگاه يک روانپزشک در مقاله يي به سال 1977، مدل تاثيرگذار زيستي، رواني، اجتماعي را در ارتباط با بيماري مطرح مي سازد. (کاپلان و سادوک 2007) اين مدل پايه يي محکم براي رويکرد تيمي در درمان اختلالات رواني است که تيم درمان را متشکل از به ويژه روانپزشک، روانشناس باليني و مددکار اجتماعي مي داند. اين مساله مطرح شده در کتابي (خلاصه روانپزشکي کاپلان و سادوک) است که تحت عنوان انجيل روانپزشکي شناخته مي شود. از دو حال خارج نيست که آقاي فربد فدايي، يا مهم ترين منبع رشته تحصيلي خود را يک بار هم مطالعه نکرده است يا آگاهانه قصد انحراف افکار عمومي را دارد. قابل ذکر است که اگر متون روانشناسي باليني، غربي اند، متون روانپزشکي نيز کاملاً غربي اند. البته اين کاملاً طبيعي است چرا که اساساً طبقه بندي اختلالات رواني و پرورش رويکردهاي درماني در کشورهاي غربي صورت گرفته است.

 3- سال هاست تدريس روان درماني و آسيب شناسي رواني براي دانشجويان رشته روانپزشکي، توسط استادان روانشناسي باليني صورت مي گيرد. مراجعان بسياري از روانپزشکان بنا بر يک روال علمي براي ارزيابي هاي دقيق روانشناختي (به ويژه در حوزه هوش، شخصيت و آسيب رواني) و حتي جهت اجراي آزمون هاي عصب- روانشناختي به روانشناسان باليني ارجاع داده مي شوند. بسياري از روان درمانگران برجسته دنيا که ارائه دهنده مداخلات و درمان هاي کاملاً روانشناختي هستند، ابتدا روانپزشک بوده اند. همه اينها اهميت و جايگاه علم روانشناسي باليني را حتي در جامعه روانپزشکي نشان مي دهد و در اين ميان گويي تنها آقاي فدايي است که با مکانيسم انکار، به اين واقعيت هاي مسلم، اين گونه واکنش نشان مي دهد.

4- در اکثريت قريب به اتفاق کشورهاي پيشرفته دنيا، بيمه، خدمات روان درماني را تحت پوشش قرار مي دهد. شايد انکار اين واقعيت مسلم نيز ناشي از بي اطلاعي ديگران است.

5- در همه جاي دنيا کارشناس ارشد روانشناسي باليني مي تواند مجوز رسمي روان درماني دريافت کند. روان درماني يک فرآيند کاملاً علمي است، مبتني بر تئوري و تکنيک است، در ارزش هاي مذهبي مراجعان به هيچ وجه مداخله نمي کند، ربطي به سن و سال ندارد و نيازي هم به ريش سفيد ندارد. البته تجربه مي تواند روانشناس باليني را ماهرتر سازد همان گونه که روانپزشک را.

6- قرار گرفتن خدمات روان درماني تحت پوشش بيمه باعث مي شود اقشار کم درآمد جامعه نيز بتوانند از خدمات روانشناختي مناسب برخوردار شوند. اين مساله جايگاه روانپزشکان را متزلزل نخواهد ساخت چراکه مداخلات دارويي همواره يک رکن اساسي در درمان اختلالات رواني است و لزومي ندارد که آقاي فدايي پيشاپيش از بابت مسائل اقتصادي احساس نگراني کنند که در ادامه بخواهند نگراني هاي اقتصادي خود را به دانش آموختگان روانشناسي باليني فرافکني کنند.

 
+ نوشته شده توسط محمدی در یکشنبه 1 آذر1388 و ساعت 13 |
در یک مصاحبه با خبرگزاری مهر عنوان شد:

سرپرست گروه تدوین و پیگیری طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره از نگاه پزشکی به مسائل روانشناختی مردم انتقاد کرد و گفت: این نگاه از بزرگترین عوامل تهدید سلامت روان جامعه است.

سیدمحمد مومنی در خصوص موضع مدیرکل دفتر سلامت روان اجتماعی وزارت بهداشت نسبت به مقوله بیمه معتادان و... به خبرنگار مهر گفت: یکی از بزرگترین مشکلات و موانع سلامت روان در کشور ادبیات و خزانه لغاتی است که تفکر مدیران تصمیمگیرنده در این باب را می سازد. بارها شاهد دیدگاه پزشکی این قبیل مدیران به مسائل روانشناختی جامعه بوده ایم.

دکتر محمدباقر صابری زفرقندی مدیرکل سلامت روانی اجتماعی، اعتیاد وزارت بهداشت، چندی پیش در مصاحبه ای عنوان داشته که "بیمارانی که برای درمان اعتیاد در بیمارستانهای روانپزشکی بستری می ‌شوند باید به عنوان بیمار روانپزشکی قلمداد شده و تحت حمایت بیمه قرار گیرند."

مومنی با عنوان این مطلب که دیدگاههای این مدیر وزارت بهداشت پیرامون شمول بیمه درمان معتادان و برخی مسائل دیگر پیرامون مسائل روانشناختی است گفت: صحبتهای زفرقندی پر از اصطلاحات پزشکی و روانپزشکی مانند بستری کردن، بیمارستان، تخت و... است در حالی که اینها صرفا در مورد درصد کمی از مسائل روانشناختی صدق می کند.

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی ادامه داد: مشکل اکثر افرادی که درگیر معضلات روانشناختی هستند مربوط به مواردی همچون عدم سازگاری اجتماعی، ناکارآمدی در ارتباط، وسواس، اختلالات اضطرابی، ضعف در مهارتهای زناشویی و پرورش فرزند، استرسهای روزمره و... است، نه آن مسائل عمیقی که صرفا نیاز به دارو و بیمارستان دارد.


مومنی افزود: جمعیتی که درگیر این مسائل و مشکلات هستند نیاز به مشاوره و روان درمانی دارند نه دارو و بستری. هرچند روانشناسی و روانپزشکی مکمل یکدیگرند و متخصصین آنها باید با همدیگر همکاری داشته باشند ولی این دیدگاه مسلط پزشکی که در وزارت بهداشت پیرامون مسائل روانشناختی مردم وجود دارد خود از بزرگترین عوامل تهدید کننده سلامت روانی است.

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت عنوان داشته که درمان اعتیاد مربوط به طب و روانپزشکان است.

مومنی در این خصوص گفت: اگر منظور از طب و روانپزشکی استفاده صرف از دارو است باید گفت که بیش از 90 درصد محتوای اختلال اعتیاد روانشناختی است و نیاز به روان درمانی و مشاوره انگیزشی دارد نه فقط تجویز دارو که حتما به این موضوع واقف هستند.

بیشترین میزان بهبودی بدون بازگشت اعتیاد از طریق روشهای حمایتی همچون گروههای 12 قدمی است که عنصر اصلی در آنها مشاوره انگیزشی است.

مومنی با عنوان این مطلب که نگرانی همیشگی روانشناسان در مورد نگاه مسلط پزشکی در وزارت بهداشت نسبت به مسائل روانشناختی است افزود: مسائل روانشناختی را تنها با نگاه علامتی و نشانه شناسی پزشکی نمی توان مورد تحلیل قرار داد و ما خواستار بر طرف شدن این نگرانی هستیم.

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره به عنوان ضروری ترین نیازهای امروز جامعه ایران یاد کرد و گفت: در صورت عملی شدن این برنامه مردم می توانند با دفترچه بیمه خود از خدماتی که در مراکز مشاوره و روانشناسی ارائه می شود استفاده کنند.

مومنی در خصوص طرح بیمه خدمات روانشناختی اظهارداشت: بیش از سه سال است که تلاشهای گروه تدوین و پیگیری طرح بیمه خدمات روانشناختی با نظرات غیر تخصصی مواجه شده و نگرانی ما این است که در قانون سلامت روان هم همین دیدگاههای پزشکی حاکم باشد.

گروه تدوین و پیگیری طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره افرادی هستند که در سه سال گذشته با تلاشهای فراوان، ریاست جمهوری و وزارت رفاه را متوجه ضرورت اجرایی شدن بیمه خدمات روانشناسی کرده اند و اکنون به صورت جدی خواستار ارائه دیدگاه متخصصان و دلسوزان جامعه پیرامون قانون سلامت روان هستند.

سرپرست گروه تدوین و پیگیری طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره در پایان گفت: امیدواریم که مشارکت و توجه وزارت بهداشت موجب اجرایی شدن هرچه سریعتر طرح بیمه خدمات روانشناختی و مشاوره در جامعه شود.

+ نوشته شده توسط محمدی در یکشنبه 1 آذر1388 و ساعت 13 |